برای یک سفر جاده‌ای طولانی چه چیزی بهتر از یک سدان هشت سیلندر ۶۰۰ اسب بخاری آن‌هم وقتی سه نمونه از بهترین‌های آن‌ها یعنی ب‌ام‌و M5 کامپتیشن، آئودی RS7 اسپرت‌بک و کادیلاک CT5-V بلک‌وینگ را در اختیار داریم؟ البته برای این سفر و مقایسه، ما از مرسدس E63 AMG S هم دعوت کردیم اما مرسدس این خودرو را در اختیار نداشت که این احتمالاً به خاطر مشکل تأمین پیشرانه‌های V8 این شرکت است؛ بنابراین ما ۱۸۹۵ اسب بخار قدرت و ۲۴ سیلندر در پارکینگ داشتیم که آمادهٔ سفر بودند. به گفتهٔ یکی از آزمایش‌کنندگان، در این مقایسه هیچ بازنده‌ای وجود نخواهد داشت ولی بااین‌حال همهٔ ما در مورد خودروی موردعلاقهٔ خود از بین این سه سدان پرفورمنس به توافق رسیدیم.

نقاط مثبت: با لمس یک دکمه از سدان لوکس به قاتل تبدیل می‌شود، حالت محرک عقب، بسیار سریع در ۴۰۰ متر
نقاط منفی: فرمان بی‌احساس، طراحی بیرونی معمولی و بی‌هیجان
چکیده: M5 سدان لوکسی است که یک موشک به خود متصل کرده است
بله سریع‌ترین خودروی این جمع آخر شد و فقط با اختلاف یک امتیاز در پس آئودی قرار گرفت. روی کاغذ، M5 کامپتیشن ۴۵ اسب بخار قدرت کمتری نسبت به کادیلاک دارد اما نتیجهٔ فشردن پدال گاز نشان می‌دهد که احتمالاً قدرت آن کمتر از میزان واقعی اعلام شده است. این پیشرانهٔ ۴.۴ لیتری یک راکتور مطلق است و از حالت سلو تا ردلاین بسیار قدرتمند عمل می‌کند. اگزوز M5 نیز صدای جذابی به آن می‌بخشد که تقریباً مثل یک فراری یا مک‌لارن هیجان‌انگیز است. پرفورمنس این سدان لوکس نیز مثل سوپرکارها است به‌گونه‌ای که با شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت ۲.۸ ثانیه، ۰.۲ ثانیه از مک‌لارن ۵۷۰GT سریع‌تر است و در ۴۰۰ متر نیز با تایم ۱۰.۸ ثانیه فقط ۰.۱ ثانیه از مک‌لارن کُندتر عمل می‌کند.

سامانهٔ چهارچرخ محرک علیرغم اضافه کردن وزن و پیچیدگی به خودرو، مزایای خاص خود را دارد. مثلاً در همین M5، به لطف سیستم XDrive می‌توان با یک سدان لوکس بزرگ با صندلی‌هایی مجهز به ماساژور ۲۰ جهته با سوپرکارها سرشاخ شد. M5 می‌گوید شما می‌توانید همه‌چیز را یکجا داشته باشید. در این ماشین بسیاری از پارامترهای پرفورمنس خودرو قابل تنظیم هستند. از طریق دکمهٔ M روی کنسول می‌توان حالت‌های رانندگی جاده، اسپرت یا پیست را انتخاب کرد. علاوه بر این، با استفاده از دکمه‌های M1 و M2 روی غربیلک فرمان هم راننده می‌تواند همه‌چیز مثل پاسخگویی پیشرانه، گیربکس، شاسی، فرمان، سیستم کنترل پایداری، سامانهٔ چهارچرخ محرک و اگزوز را طبق سلیقهٔ خود تنظیم کند.

در جاده‌های پرپیچ‌وخم مسیر آزمایش، اکثر سیستم‌ها را در حالت اسپرت پلاس قرار می‌دهیم تا مطمئن شویم که آیا M5 می‌تواند با فشردن یک دکمه از یک کروزر لوکس و آرام به یک قاتل وحشی تبدیل شود. پاسخ مثبت است. در این حالت، گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک هوشیارتر می‌شود، دندهٔ مناسب برای هر پیچ را انتخاب می‌کند و دنده‌ها را با سرعتی نزدیک به گیربکس‌های دوکلاچه تعویض می‌کند. پیشرانه نیز مثل همیشه بر خودرو تسلط دارد و جاده‌های مستقیم بزرگراهی مثل قطرهٔ آبی که به ماهیتابهٔ داغ برخورد می‌کند تبخیر می‌شوند. به همین دلیل، خوب است که M5 قوی‌ترین ترمزها را هم دارد که خودروی نزدیک به دو تنی را در ۴۴.۸ متر از سرعت ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت متوقف می‌کنند.

M5 اما با وجود شتاب و قدرت توقف فوق‌العاده، در پیچ‌ها چندان خوشحال نیست. البته این خودرو توان تحمل شتاب جانبی ۰.۹۷ جی را دارد اما فرمان آن اصلاً به‌اندازهٔ دیگر قسمت‌ها خوب نیست. M5 همچنین برای مدل ۲۰۲۱ به‌روزرسانی‌های مهمی مثل تنظیم مجدد کمک‌فنرها را تجربه کرده که هرچند حالا سیستم تعلیق آن در مسیرهای ناهموار راحت‌تر شده اما به نظر می‌رسد ب‌ام‌و از فنرهای نسبتاً سفت با کمک‌های نرم استفاده کرده که منجر به حرکات ارتجاعی روی دست‌اندازها می‌شود. M5 همچنین با قیمت ۱۴۱ هزار دلار در نمونهٔ مورد آزمایش، گران‌ترین خودروی جمع هم محسوب می‌شود.

نقاط مثبت: طراحی داخلی و خارجی زیبا، چابک برای خودرویی در این اندازه، پرفورمنس قابل‌دسترس
نقاط منفی: تقریباً به‌اندازهٔ M5 گران است، بیشتر لوکس است تا اسپرت
چکیده: RS7 هرچقدر هم که سریع باشد، در این جمع به قدرت بیشتری نیاز دارد
آئودی به‌عنوان سنگین‌ترین و ضعیف‌ترین خودروی جمع، مقام دوم را از آن خود کرد. RS7 در داخل و خارج زیبا به نظر می‌رسد، پیشرانهٔ V8 آن ترکیبی بی‌نقص از جنگندگی و تجربه است، شاسی آن به طرز ماهرانه‌ای تنظیم شده، سیستم فرمان گیری محور عقب آن باعث چابکی بیشتر می‌شود و کنترل گشتاور بُرداری در دیفرانسیل عقب و سامانهٔ چهارچرخ محرک آن‌هم اعتمادبه‌نفس بالایی را ایجاد می‌کنند. RS7 همچنین تنها خودروی این مقایسه است که به کمک‌فنرهای بادی مجهز است که روی جاده سواری شگفت‌انگیزی را فراهم می‌کنند.

برای تجربهٔ هیجان در RS7 فقط کافی است دکمهٔ RS روی غربیلک فرمان فشار داده شود تا آئودی بزرگ با دادن یک یا سه دنده معکوس و رها کردن صدایی دلپذیر از اگزوزها، خود را آماده کند. در یک پیچ طولانی، G متر روی داشبورد عدد ۰.۹۳ جی را نشان می‌داد و لاستیک‌ها جیغ می‌کشیدند اما بااین‌حال خودرو کاملاً مطمئن و آرام بود. البته در آزمایش شتاب جانبی ما آئودی عدد ۰.۹۵ جی را ثبت کرد که از دو خودروی دیگر کمتر است اما راننده می‌تواند از تمام این چسبندگی استفاده کند. همچنین به لطف تکنولوژی‌های شاسی، هنگام رانندگی خودرو بسیار کوچک‌تر از چیزی که هست احساس می‌شود.

RS7 در آزمایش‌های شتاب، تایم ۳ ثانیه را تا سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت ثبت کرد و در جایگاه دوم قرار گرفت و ۴۰۰ متر را هم ظرف ۱۱.۳ ثانیه پیمود. بااین‌حال، به نظر نمی‌رسد آئودی در هنگام حرکت روی جاده هم به همین اندازه سریع باشد زیرا ثبت تایم ۴.۳ ثانیه در آزمایش رولینگ از سرعت ۸ تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت، تأثیر تأخیر توربو را به‌خوبی نشان داد. البته RS7 در شتاب گیری از حالت سکون به لطف کشش بالا، خوب عمل می‌کند اما باید توجه داشت که این یک ماشین ۲.۲ تنی است که عدد اسب بخار آن از ۶۰۰ بیشتر نیست. به همین دلیل، تا سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت، ب‌ام‌و با اختلاف ۱.۲ ثانیه جلو می‌افتد و حتی کادیلاک هم که بر کمبود کشش خود غلبه کرده، ۰.۳ ثانیه از آئودی فاصله می‌گیرد.

اما همین اعداد و ارقام نشان می‌دهند که RS7 نسبت به M5 و بلک‌وینگ شرایط متفاوتی دارد. این خودرویی کمی راحت‌تر و آرام‌تر است که می‌توان تا ۱۰ سال یا ۳۰۰ هزار کیلومتر هرروز با آن به‌راحتی رانندگی کرد. این آئودی بیشتر لوکس است تا وحشی اما بسیار سرزنده بوده و برای رانندگی فوق‌العاده لذت‌بخش است. داخل خودرو نیز شیک و درعین‌حال کاملاً کاربردی است؛ اما در این گروه، RS7 بستری برای ارائهٔ یک نسخهٔ دیگر محسوب می‌شود. چیزی با ۷۰۰ اسب بخار قدرت و وحشیگری بیشتر؛ اما تا زمانی که آن نسخه با نام RS7 پرفورمنس، RS7 پلاس و یا هر نام دیگری معرفی نشده، باید به همین مدل استاندارد روزمره اکتفا کنیم که می‌تواند در تعطیلات آخر هفته به سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد.

نقاط مثبت: پاسخگویی فوری سوپرشارژر، بهترین فرمان پذیری، کمترین قیمت
نقاط منفی: تشنه‌ترین برای سوخت، برخی متریال نه‌چندان باکیفیت در داخل
چکیده: CT5-V بلک‌وینگ یک خودروی مسابقه‌ای چهاردر است که در هر سرعتی جذاب خواهد بود
همهٔ آزمایش‌کنندگان بلک‌وینگ را دوست دارند. برای دسترسی به بخش چموش این ماشین نیازی به فشردن هیچ دکمه‌ای نیست زیرا کل خشم CT5-V همیشه در دسترس است. البته در اینجا هم یک دکمهٔ V روی غربیلک فرمان وجود دارد اما این دکمه نسبت به دکمه‌های M و RS رقبا، تغییر کمتری در شخصیت خودرو ایجاد می‌کند زیرا کادیلاک به‌طور پیش‌فرض بسیار تهاجمی است. بلک‌وینگ سبک‌ترین، قوی‌ترین و پرسروصداترین خودروی این جمع است و در آزمایش شتاب جانبی هم عدد چشمگیر ۱.۰۱ جی را ثبت کرد. همچنین این تنها عضو گروه است که گیربکس دستی برای آن ارائه می‌شود هرچند که نمونهٔ مورد آزمایش از نوع اتوماتیک است. با همهٔ این‌ها، بلک‌وینگ ۳۵ هزار دلار از ب‌ام‌و ارزان‌تر است.

البته هرچند CT5-V بلک‌وینگ خودرویی بسیار وحشی و عصیانگر است اما درعین‌حال می‌تواند آرام و اهلی شود زیرا علیرغم این وحشیگری، در صورت نیاز خودرو می‌تواند از روی دست‌اندازها به نرمی عبور کند و حتی کمر راننده را ماساژ دهد. همچنین در دنده‌های پایین، پیشرانهٔ ۶.۲ لیتری V8 سوپرشارژ صدای چندانی ندارد اما کافی است گاز را تخته کنید تا نعره‌ای ۸۵ دسی‌بلی از آن برخیزد و خودرو ناگهان به سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت برسد. به لطف واکنش فوری پدال گاز و گیربکس ۱۰ سرعتهٔ اتوماتیک و همین‌طور فقدان تأخیر توربو، CT5 در هردو آزمایش شتاب از ۵۰ تا ۸۰ کیلومتر و ۸۰ تا ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت، حتی M5 توانمند را هم مغلوب کرد.

البته M5 و RS7 به خاطر برخورداری از سامانهٔ چهارچرخ محرک، در آغاز حرکت کشش بیشتری دارند اما طولی نمی‌کشد که بلک‌وینگ قدرت خود را نشان می‌دهد به‌گونه‌ای که ظرف ۱۱.۴ ثانیه ۴۰۰ متر را طی می‌کند که تنها ۰.۱ ثانیه از آئودی کُندتر است. دفترچه‌ای که در آن آزمایش‌کنندگان نظر خود را در مورد خودروها می‌نویسند، برای کادیلاک مملو است تحسین است. یکی از آزمایش‌کنندگان در این دفترچه نوشته است بلک‌وینگ به‌وضوح توسط کسانی ساخته شده که به خودرو اهمیت می‌دهند. این ماشین از لحاظ پویایی تقریباً بی‌نقص است، کنترل سواری آن شگفت‌انگیز است و فرمان آن واقعاً عالی عمل می‌کند.

همچنین برخلاف خودروهای آمریکایی سنتی، در اینجا دیفرانسیل لغزش محدود با کنترل الکترونیکی و سیستم مدیریت کشش، نمی‌گذارند حتی ذره‌ای از ۶۷۰ اسب بخار قدرت پیشرانه حرام شود. لاستیک‌های عقب ۳۰۵ بلک‌وینگ که ۲۰ میلی‌متر پهن‌تر از آئودی و ب‌ام‌و هستند نیز به این موضوع کمک می‌کنند. اگر در این کادیلاک بتوان تنها یک نقطه‌ضعف پیدا کرد، آن کابین خودرو است که در سطح تجمل رقبای آلمانی نیست اما رانندگی با بلک‌وینگ آن‌قدر هیجان دارد که همهٔ قطعات ارزان‌قیمت داخلی را از چشم‌ها پنهان کند. در پایان این سفر، به این نتیجه رسیدیم که هر سهٔ این سدان‌ها به‌طور وحشتناکی جذاب هستند ولی دراین‌بین، کادیلاک خودرویی است که دهه‌های آینده از آن یاد خواهیم کرد.

آئودی RS7
ب‌ام‌و M5 کامپتیشن
کادیلاک CT5-V بلک‌وینگ

MAHDI
البته که از car and driver بیش از این انتظار نیست، M5 صدهها رقابت داشته و دهها رقابت حتی با RS7 داشته که در همشون در جایگاه اول هستش حتی تو خود این مجله، اما در این رقابت اونو در جایگاه آخر قرار داده، اما خوب میگیم نظر این مجله این بوده هرچند همین مجله امتیاز بیشتری به M5 داده در تست جداگانه بین این ۳ خودرو!!!!
اما نکته مهم عملکرد پدال هستش!!!!
دهها و دهها رقابت M5 کامپتیشن داشته از دهها مجله چرا مطلب اونارو نذاشتی و تا دیدی در یه مجله شکست خورد با فاصله ۱ روز اونو ترجمه‌ کردی و مطلب گذاشتی😅
((پدال باور کنم که اگه در این رقابت نتیجه طور دیگه بود مطلبش رو میذاشتی؟؟؟ قول شرف میدم که نه!!! چون سالها تو پدال بودم و میشناسم، از این به بعد هر رقابتی که مجلات انجام بدن من نتیجه و لینک اونو میذارم و میگم پدال چرا رقابت‌هایی که car and driver و motor Trend انجام میده و فقط یه خودروی آمریکایی پیروز میشه شما مطلب اونو میذارید!!!
عملکرد پدال برای من شناخته شده است
MAHDI
برای کسی که مجلات خارجی رو پیگیر نیست شاید ندونه. اما من دها مجله رو بررسی میکنم و صدهها رقابت از M5 دیدم، تا نتیجه M5 در car and driver رو دیدم بخدا قسم میدونستم که پدال با فاصله ۱ روز یا فوقش ۲ روز ترجمه‌ اش میکنه چون نتیجه اونی بوده که باب میل یه عده بوده، و الا سالی یک بار از car and driver رقابت نمیذاره، حالا از این به بعد من هر رقابتی که باشه پیگیر میشم که چرا اونو ترجمه نمیکنید.
یانکی
یکی از اون مقایسه ها رو بگو که توش کدیلاک ct5 v بلک وینگ بوده باشه.پسر خوب تازه کدیلاک داره به دست مشتری و مجلات میرسه و این تازه شروع ماجرا هستش.حالا اگر برن پیست مخصوص درگ که دیگه کار بیمر تمومه چونکه اونجا میشه برا کدیلاک لاستیک مخصوص انداخت و به تایم ۱۰.۶ هم رسید.ام۵ هم که دو دف هست و دیگه از این سریعتر نمیشه.تو پیست ریس هم که لازم به حضور ct5 نیست ct4 جیر خواهد داد.در آخر پدال یه سایت آلمانی پرست و ضد آمریکایی هست.اینو دیگه همه میدونن.
mos
متاسفانه دقیقا همینطوره
یک روز بعد از اینکه مجلات بررسی کادیلاک رو منتشر کردن پدال ترجمش کرد.
بعدش هم تو هر مقایسه‌ و رقابتی که اول شد مطلبش خیلی زود ترجمه شد.
در حالی که ترجمه بررسی غیر آمریکایی ها حداقل ۱۰ روز طول میکشه!! بعضاً تا ماه ها هم طول میکشه.
مجتبی
مرسدس دستتونو خوند برا همین ماشین نداد بهتون ولی بی ام و گول خورد.
Hamid
بی شک انتخابم بی ام و هست!
ام فایو رویایی ترین رویا برای کسی هست که یه سدان پرفورمنس میخواد …
نکات منفی گفته شده دربارش هم باید کوبید تو سر کسی که مسئول رتبه بندی و بررسی بوده!
شرم آوره واقعا …
در کل کادیلاک هم ماشین خوبیه …
اما انتخابم قطعا ام فایو هست …
MC20
حمید جان سلام داداشی . . . رویایی ترین رویا ام ۵ ؟ با مرام پس گیبلی تروفعو چی ؟ :)) داداشی یه نگاهی هم به ایتالیایی ها بکنی بد نیست :)) . . . در ضمن این مجلات رو هم ، زیاد جدی نگیر . . . اینها ، هر روز یه طرفی هستن . . . هر طرف باد بیاد . . . همه میدونن پادشاه کیه . . .
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *







آیا حساب کاربری ندارید؟

source

توسط autokhabari