در دهههای اخیر، مدیران شرکتها در تلوزیون و رسانههای اجتماعی خود، پیامهای تبریک نوروز را منتشر میکنند. این رفتار، đặcهتا در صنایع دولتی و بزرگ، یک عرف سازمانی شده است. در واقع، مدیرانی که در طول سال هیچ ارتباطی با افکار عمومی ندارند، در هنگام نوروز با عکسهای پر زرق و برق و ادعاهای دلگرمکننده به واضح درمیآیند. اما آیا این رفتار، یک اقدام ضروری و تأثیرگذار است یا صرفاً یک نمایش صمیمیت در فضا ش که در آن نیاز به عملکرد واقعی وجود دارد؟
مدیران ایرانی را با مدیران خارجی مقایسه میکنیم. در جهان، شرکتها در حین تعطیلات، پیامی را برای مردم منتشر میکنند اما این کار در سطح برند انجام میشود و نه مستقیماً توسط مدیران. در صنعت خودروسازی که ایران هم در آن فعال است، مدیرعامل تویوتا، مرسدس یا فورد، مستقیماً پیام تبریک کریسمس یا سال نو منتشر نمیکند. در عوض، شرکت، پیام کوتاهی به شکل حرفهای را منتشر میکند و تمرکز اصلی را بر روی ارائه محصولات، خدمات بهتر و نوآوریها در سال جدید قرار میدهد.
پاسخگویی در ایام نوروز
بررسی پیامهای نوروزی منتشرشده از سوی مدیران نشان میدهد که بسیاری از آنها، متنهای کلیشهای و تکراری هستند و هیچ ارتباطی با عملکرد یا استراتژی واقعی شرکت ندارند. در حالی که بسیاری از این مدیران در طول سال پاسخگو Problems، انتقادات و نیازهای مشتریان نیستند، در ایام نوروز ناگهان در نقش چهرهای مردمی ظاهر میشوند. این مسئله در صنایعی مانند خودروسازی، بانکداری و پتروشیمی پررنگتر است. جایی که مردم بیشتر از پیام تبریک، انتظار بهبود خدمات، شفافیت مالی و پاسخگویی دارند.
در نهایت، بهتر است مدیران شرکتها، در بجای انتشار پیامهای پرطمطراق، با عملکرد واقعی خود در طول سال، اعتماد عمومی را جلب کنند. اگر قرار بود یک مدیر پیام تبریک بدهد، این پیام، همراه با ارائه گزارش عملکرد، برنامههای بهبود و پاسخگویی واقعی به مشکلات باید باشد. در غیر این صورت، این پیامها نه تنها تأثیر مثبتی ندارند و بلکه بیشتر به چشم یک نمایش بیهوده و تبلیغات شخصی دیده میشوند.