به گزارش تابناک؛جهان مدرن میدان نبردی است که دیگر مانند گذشته محدود به توپ و تانک نیست؛ بلکه جایی است که هر ارتش، هویت و فلسفه نبرد خود را در سلاح انفرادی سربازش خلاصه میکند. اگر بخواهیم یک ارتش را بشناسیم، کافی است سلاحی را که سربازانش در دست دارند دقیق بررسی کنیم؛ همان سلاحی که از جنگلهای آمریکای جنوبی تا کوهستانهای قفقاز و از بیابانهای غرب آسیا تا جنگلهای جنوب شرق آسیا، آخرین نقطه تماس میان تصمیمات استراتژیک و واقعیت میدان نبرد است. هر کشوری که امروز در دنیای نظامی جایگاهی دارد، سلاحهای انفرادیاش را متناسب با تاریخچه، تجربه جنگ، فناوری داخلی، جغرافیا و نیازهای عملیاتی ساخته است. به همین دلیل است که در جهانی که چین، روسیه، آمریکا، انگلستان و ایران هرکدام فلسفه متفاوتی در جنگ و دفاع دارند، سلاحهای انفرادی آنها بیش از هر چیز نشان میدهد که چطور میدان نبرد امروز شکل گرفته و چرا همچنان تکامل سلاحها ادامه دارد.
نبرد انفرادی و تن به تن
اگر بخواهیم با جهان سلاحهای انفرادی آغاز کنیم، اولین موضوع شناخت دستهبندی آنهاست. هر اسلحه انفرادی بسته به نقش خود در میدان، در یکی از چند خانواده مشخص قرار میگیرد. اسلحههای کمری که آخرین ابزار دفاعی سرباز در نبرد نزدیک هستند و معمولاً برای افسران، خدمه خودروها و نیروهای ویژه کاربرد دارند. بعد از آن مسلسلهای دستی یا سابماشینگانها که از جنگ جهانی دوم تا امروز در عملیات شهری، ضدتروریسم و فضاهایی که حجم آتش اهمیت دارد نقش کلیدی داشتهاند. سپس به سلاحهای اتوماتیک و نیمهاتوماتیک تمام سایز میرسیم که معمولاً ستون فقرات هر ارتشیاند؛ همان سلاحهای سازمانی اصلی که هر سرباز با آن آموزش میبیند و در میدان حمل میکند. بعد سلاحهای Designated Marksman یا تیرانداز انتخابی که بین تکتیرانداز کلاسیک و سرباز عادی قرار دارند. و در نهایت مسلسلهای سبک که پوشش آتش و ایجاد برتری آتش در سطح گروه رزمی را بر عهده دارند.
پیش از ورود به معرفی کشوری، بهتر است مکانیزم عملکرد بیشتر این سلاحها را بررسی کنیم؛ زیرا بدون شناخت چرخه شلیک، دستهبندیها معنای فنی خود را از دست میدهند. بیشتر سلاحهای سازمانی مدرن دنیا با مکانیزم گاز (Gas-Operated) کار میکنند. عملکرد آنها به این شکل است که پس از شلیک و انفجار باروت، بخشی از گاز تولیدشده از طریق سوراخی کوچک در لوله وارد سیستم میشود و پیستون یا بولت را به عقب میراند و چرخه مسلحسازی، پرتاب پوکه و تغذیه فشنگ جدید دوباره تکرار میشود. این سیستم در خانواده AR آمریکا، AK روسیه، QBZ چین و بسیاری دیگر اساس کار است. مکانیزم دوم Blowback یا همان «عقبنشینی آزاد» است که بیشتر در سلاحهای کمری و مسلسلهای دستی استفاده میشود. در این سیستم، فشار گاز ناشی از شلیک فقط با وزن و جرم قطعات داخلی کنترل میشود و همین سیستم بسیار ساده و ارزان است اما برای مهمات قوی مناسب نیست. مکانیزم سوم Roller-Delayed Blowback است که در سلاحهای آلمانی مانند G3 یا HK MP5 به کار میرود؛ این سیستم از دو غلطک برای تأخیر در باز شدن ناگهانی گلنگدن استفاده میکند و به داشتن دقت بالا و نرمی شلیک مشهور است. این مکانیزمها تعیینکننده شخصیت هر سلاحاند، و همین شخصیت است که تفاوت کارکرد M4 آمریکا با AK-103 روسیه یا QBZ-191 چین را تعریف میکند.
مهمات ؛ جان سلاح
وقتی بحث مهمات مطرح میشود، دنیا تقریباً به دو قطب بزرگ تقسیم میشود؛ مهمات 5.56×45 و 7.62×39 که از دوران جنگ سرد تا امروز دو فلسفه متفاوت را نمایندگی میکنند. مهمات 5.56 سبکتر، سریعتر و مناسب شلیک دقیق و کنترلپذیر است و کشورهای غربی آن را ستون فقرات عملیات خود قرار دادهاند. اما 7.62×39 همان فلسفه مشهور تفنگهای روسی را دنبال میکند: قدرت توقف بالا، عملکرد مطمئن در تمام شرایط و کارایی در نبردهای کوتاهبرد. البته چین ترکیبی خاص دارد و در سالهای اخیر با مهمات 5.8×42 مسیر مستقلی را دنبال کرده است و انگلستان نیز اخیراً با برنامههای جدید دنبال ارتقا به مهمات 6.8mm است. ایران هم بسته به سلاحهای سازمانی، عمدتاً دو خانواده مهمات غربی و شرقی را استفاده میکند.
کلاس اسلحه شناسی
در آمریکا، ستون فقرات سلاحهای انفرادی بر پایه خانواده AR شکل گرفته؛ همان پلتفرمی که از مدل M16 تا M4 و حالا نسلهای جدید HK416 و SIG MCX در ارتش و نیروهای ویژه استفاده میشود. آمریکا فلسفه جنگ دوربرد، دقت بالا و شلیک کنترلشده را همیشه در طراحی لحاظ کرده است. سلاح اصلی M4 با مهمات 5.56 و مکانیزم گاز مستقیم یا سیستمهای بهینهشده پیستونی، ابزار اصلی سرباز آمریکایی است. وزن کم، قابلیت نصب تجهیزات، دقت بالا و رفتار پایدار هنگام شلیک ویژگیهایی هستند که دقیقاً نیازهای ارتشی متمرکز بر عملیات سریع، پشتیبانی هوایی نزدیک و جنگهای ترکیبی را پاسخ میدهد. در کنار M4، آمریکا اسلحههای کمری استاندارد M17 و M18 را دارد که از خانواده SIG P320 هستند و جایگزین M9 قدیمی شدهاند. «تحمل، ایمنی و قابلیت اطمینان بالا» سه ویژگی اصلی سلاحهای آمریکاییاند که فلسفه صنعتی این کشور را بازتاب میدهند. در زمینه مسلسلهای دستی، MP5 در آمریکا گسترده استفاده میشود اما نیروهای ویژه آمریکا اکنون بیشتر از SIG MPX بهره میبرند؛ سلاحی سبک، با کنترلپذیری عالی و سازگار با تجهیزات مدرن. آمریکا همچنین در زمینه مسلسلهای سبک، M249 و M240 را در اختیار دارد که ستون آتش گروه رزمی را شکل میدهند.
روسیه مسیر کاملاً متفاوتی رفته است. فلسفه روسها در سلاح انفرادی تنها یک اصل دارد: «در هر شرایطی باید شلیک کند.» از سرمای سیبری تا گلولای بیابان و رطوبت جنگلهای استوایی، AK برای این ساخته شده که هیچوقت متوقف نشود. AK-47 افسانهای و نسخههای بعدها مانند AKM، AK-74 و AK-103 نه فقط سلاح یک ارتش که نماد یک جهان هستند. مکانیزم پیستون بلند، لقی زیاد بین قطعات و تحمل بالا باعث شده این سلاح حتی با گلگرفتگی و شن نیز کار کند. مهمات 7.62×39 در نسخههای قدیمی و 5.45×39 در نسخههای جدیدتر دو فرهنگی هستند که روسیه برای نبردهای مختلف انتخاب کرده است. امروزه AK-12 سلاح اصلی ارتش روسیه است؛ نسخهای مدرنتر با ریل استاندارد، لگد کمتر و دقت بالاتر. روسیه در سلاح کمری نیز خانواده یاریگین PYa و انواع کمریهای ساده و مقاوم را استفاده میکند. مسلسلهای دستی مانند PP-19 و PP-2000 بخشی از سیستم امنیتی روسیهاند و مسلسلهای سبک مانند RPK و PKM ستون آتش گروهی را تشکیل میدهند. نکته جالب این است که روسیه برخلاف غرب، تنوع کمتری در پلتفرمهای انفرادی دارد و به جای تولید دهها مدل، معمولاً همان چند مدل را تا نهایت ممکن بهینه میکند.
آلبوم عکس
چین نیز مسیری متفاوت اما حسابشده را طی کرده است. چین تا دهه ۹۰ عمدتاً از نسخههای کپی AK استفاده میکرد اما سپس با معرفی QBZ-95 قدم در مسیر توسعه مستقل گذاشت. سلاح QBZ-95 یک بولپاپ مدرن با مهمات مستقل 5.8×42 بود. این مهمات برای داشتن قدرت نفوذ بالا و حفظ دقت در فاصلههای متوسط طراحی شد و چین را وارد مسیر جدیدی کرد. با این حال مشکلات ارگونومی و نگهداری باعث شد چین در سالهای اخیر به QBZ-191 روی بیاورد؛ سلاحی که طراحی آن به AR آمریکاییها نزدیک است اما شخصیت فنی چینیها را دارد. چین همچون آمریکا به دنبال سلاحهای سبک، دقیق و قابل تجهیز است و چون ارتش بزرگی دارد، اصلیترین فلسفهاش «استانداردسازی و تولید انبوه» است. در کنار آن، سلاحهای کمری QSZ و مسلسلهای سبک QJZ مجموعه کامل سلاحهای انفرادی چین را تشکیل میدهند.
در انگلستان، داستان خیلی خیلی خیلی ! متفاوت است. سلاح اصلی ارتش بریتانیا یعنی SA80 از ابتدا تا امروز فراز و نشیبهای زیادی داشته؛ از مشکلات فنی در دهههای گذشته تا نسخههای اصلاحشده A2 و A3 که اکنون یکی از دقیقترین بولپاپهای جهان است. مهمات 5.56 در این سلاح نقش اصلی را دارد و بریتانیا به دنبال دقت، کنترلپذیری و وزن کم بوده است. بریتانیا همچنین از مسلسلهای دستی کلاسیک مانند MP5 استفاده میکند و سلاح کمری فعلی آنها Glock 17 است که با توجه به نیاز به سرعت، سادگی و ایمنی انتخاب شده است. نکته مهم درباره بریتانیا این است که بهطور سنتی یکی از منظمترین و ساختارمندترین ارتشهای اروپا بوده و سلاحهایش همیشه بازتابی از دقت مهندسی و استانداردهای بالا بودهاند، حتی اگر گاهی دچار مشکلات فنی اولیه شده باشند.
ایران نیز در زمینه سلاحهای انفرادی ترکیب متنوعی را شکل داده که بخشی برگرفته از شرق و بخشی حاصل توسعه داخلی است. استفاده از سلاحهای خانواده AK همچنان گسترده است؛ چه AKM، چه AK-103، چه نسخههای تولید داخلی مانند KL. ایران همچنین در سالهای اخیر تلاش کرده سلاحهای سازمانی جدیدتری مانند خانواده «فاتح» را توسعه دهد که مبتنی بر پلتفرم AR هستند. سلاحهای کمری نیز از کلتهای کلاسیک تا نسخههای داخلی و مدلهای جدیدتر را شامل میشوند. ایران به دلیل تنوع جغرافیایی و تجربه جنگهای نامتقارن، سلاحهایی را ترجیح میدهد که تحمل بالا، تعمیر آسان و عملکرد قابل اعتماد داشته باشند. به همین دلیل خانواده AK همچنان استخوانبندی بسیاری از یگانها را تشکیل میدهد. اما مسیر توسعه داخلی نشان میدهد ایران به سمت سلاحهای مدرنسازیشده با امکانات نصب تجهیزات، لگد کمتر و دقت بالا میرود.
در بررسی تطبیقی این کشورها، نقش مهمات و طراحی بدنه به خوبی نشان میدهد هر کشور چگونه میدان نبرد را میبیند. آمریکا و انگلستان معتقدند دقت و تیراندازی کنترلشده برتری ایجاد میکند، روسیه باور دارد شلیک در هر شرایطی اصل مرکزی بقای سرباز است، چین استانداردسازی و تولید انبوه را اساس تفکر خود قرار داده و ایران نیز به دنبال ترکیبی از مقاومت و توسعه تدریجی سلاحهای مدرن است. در این میان نقش مسلسلهای دستی، سلاحهای کمری و مسلسلهای سبک نیز حیاتی است؛ مثلاً MP5 آلمان هنوز هم در عملیات شهری بیرقیب است، PP-2000 روسیه برای نیروهای ویژه شهری طراحی شده، MPX آمریکا برای عملیات سریع و مدرن ساخته شده و چین مدلهای اقتصادی و انبوه برای پشتیبانی گسترده نیروهای پلیس و ارتش تولید میکند.
وقتی بحث مکانیزمها مطرح میشود، جالب است ببینیم فلسفههای هر کشور چگونه در مهندسی سلاحها تجلی یافته. آمریکا به دنبال سیستمی است که دقت اولویت باشد، بنابراین AR با مکانیزم گاز مستقیم و نسخههای پیستونی انتخاب شده. روسیه پیستون بلند را انتخاب کرده چون سادگی و تحمل را تضمین میکند. چین ابتدا بولپاپ و سپس طراحی AR-مانند را برگزیده چون سرعت تولید و سازگاری با تجهیزات الکترونیکی مهم بوده. انگلستان بولپاپ را نگه داشته چون طول لوله بلند و قدرت درگیری در فاصله متوسط برای دکترینش اهمیت دارد. ایران نیز ترکیبی از هر دو جهان را استفاده میکند چون میدان نبردش ترکیبی از جنگ کلاسیک و جنگ نامتقارن است.
دنیا به سمت مهمات با انرژی بالاتر مانند 6.8mm میرود که آمریکا با برنامه NGSW پیشگام آن است. روسیه نیز به دنبال نسل جدید AK با دقت بیشتر است. چین به سرعت روی سلاحهایی با ادغام هوش مصنوعی و سیستمهای نشانهروی دیجیتال کار میکند. اروپا به دنبال سلاحهایی با لگد کمتر و قابلیت حمل آسانتر است. و ایران نیز توسعه سلاحهایی با تجهیزات اپتیکی داخلی و معماری ماژولار را ادامه میدهد. اما یک چیز ثابت مانده: هر کشوری، با هر قدرتی، هنوز هم هویت خود را در سلاحی خلاصه میکند که سربازش در میدان نبرد حمل میکند.
source