تیتر20 – در شرایط فعلی خودروسازی کشور، افزایش تیراژ تولید صرفاً یک عدد یا رکورد فنی نیست؛ بلکه شاخصی چندوجهی برای سنجش میزان موفقیت یک پروژه خودرویی در مدیریت زنجیره تأمین، کنترل ریسکهای ارزی، ثبات مدیریتی و تطبیق با واقعیتهای بازار به شمار میرود.
از همین منظر، رشد تیراژ تولید فیدلیتی در سال ۱۴۰۴ را میتوان یکی از مهمترین تحولات در بخش کراساوورهای مونتاژی بازار ایران دانست؛ تحولی که فراتر از فروش مقطعی، از ورود یک محصول به فاز بلوغ تولیدی حکایت دارد.
تیراژ؛ نقطه تمایز فیدلیتی با پروژههای مونتاژی ناپایدار
تجربه سالهای اخیر نشان داده بسیاری از خودروهای مونتاژی در ایران، پس از یک دوره فروش موفق اولیه، به دلایلی مانند اختلال در تأمین قطعه، افزایش هزینههای ارزی یا تغییرات مدیریتی، با افت شدید یا حتی توقف تولی د مواجه شدهاند. این مسئله باعث شده «پایداری تیراژ» به یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی موفقیت پروژههای مونتاژی تبدیل شود.
فیدلیتی اما در مسیری متفاوت حرکت کرده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی گروه بهمن و برآوردهای فعالان بازار، تیراژ تولید این خودرو که در سالهای ابتدایی عرضه بهصورت محدود و نوسانی انجام میشد، در سال ۱۴۰۴ به سطحی پایدارتر رسیده و پیشبینی میشود مجموع تولید سالانه آن به حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار دستگاه نزدیک شود. چنین عددی برای یک کراساوور مونتاژی، آن هم در شرایط فعلی صنعت خودرو، نشاندهنده عبور از فاز «پروژه وابسته به شرایط» و ورود به مرحله «خط تولید قابل برنامهریزی» است.
عبور از گلوگاههای تولید
مهمترین چالش در مسیر افزایش تولید فیدلیتی، همانند اغلب محصولات مونتاژی، تأمین پایدار قطعات وارداتی و مدیریت منابع ارزی بوده است. تجربه بسیاری از پروژهها نشان میدهد وابستگی به یک مسیر محدود تأمین یا اتکا به برنامهریزیهای خوشبینانه، در نهایت به توقف یا کاهش تولید منجر میشود.
اما در پروژه فیدلیتی، راهبرد متفاوتی در پیش گرفته شد؛
بازطراحی مسیرهای تأمین قطعه و کاهش وابستگی به یک تأمینکننده یا کانال خاص
افزایش داخلیسازی قطعات مصرفی و غیرحساس که امکان تولید مستمر را فراهم میکند
تنظیم تیراژ بر مبنای توان واقعی تولید و نه اهداف تبلیغاتی یا مقطعی
این رویکرد باعث شد افزایش تیراژ فیدلیتی بهصورت تدریجی، کنترلشده و کمریسک انجام شود؛ نه جهشی و شکننده.
تیراژ بالا بدون انباشت؛ هماهنگی تولید و بازار
یکی از آسیبهای مزمن صنعت خودرو در ایران، فاصله گرفتن تیراژ تولید از تقاضای واقعی بازار است؛ مسئلهای که معمولاً به انباشت خودرو، فشار نقدینگی و نوسان شدید قیمت منجر میشود. در مورد فیدلیتی، افزایش تولید همزمان با حفظ تعادل بازار انجام شده است.
عرضه مستمر و قابل پیشبینی، حفظ سطح تقاضا در سگمنت کراساوورهای خانوادگی و جلوگیری از ایجاد شکاف شدید میان قیمت کارخانه و بازار آزاد، از عواملی بوده که به پایداری این پروژه کمک کرده است. این هماهنگی باعث شده افزایش تیراژ نهتنها به بحران فروش منجر نشود، بلکه خود به عاملی برای تثبیت جایگاه فیدلیتی در بازار تبدیل شود.
اثرات ساختاری تیراژ بالاتر بر پروژه فیدلیتی
افزایش تیراژ تولید، فراتر از پاسخ به تقاضا، مزایای ساختاری مهمی برای تولیدکننده ایجاد میکند. در مورد فیدلیتی، تیراژ بالاتر به معنای:
کاهش هزینه سرشکن تولید و بهبود اقتصادی پروژه ، افزایش قدرت چانهزنی در زنجیره تأمین ، امکان برنامهریزی دقیقتر برای خدمات پس از فروش و تأمین قطعات یدکی .
به بیان دیگر، تیراژ بالاتر فیدلیتی نه یک نتیجه صرف، بلکه ابزاری برای مدیریت بهتر چالشهای تولید و بازار بوده است.
کیفیت در تیراژ بالا؛ آزمونی تعیینکننده
یکی از نگرانیهای همیشگی بازار، افت کیفیت همزمان با افزایش تیراژ تولید است. تجربه فیدلیتی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که حداقل در مقطع فعلی، رشد تولید به کاهش محسوس کیفیت منجر نشده است. حفظ کیفیت مونتاژ و ثبات محصول، نقشی کلیدی در اعتماد مصرفکننده و تداوم فروش ایفا میکند و میتواند آینده این پروژه را تضمین کند.
مدیریت واقعگرایانه
افزایش تیراژ تولید فیدلیتی در سال ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً یک عدد یا دستاورد مقطعی دانست. این اتفاق حاصل ترکیب چند عامل کلیدی است: مدیریت واقعگرایانه تولید، عبور تدریجی از چالشهای مزمن مونتاژ، ثبات تصمیمگیری و درک صحیح از ظرفیت واقعی بازار.
در شرایطی که بسیاری از پروژههای خودرویی در ایران با نوسان، توقف یا کاهش تولید مواجه شدهاند، فیدلیتی نمونهای است از اینکه موفقیت واقعی در بازار زمانی معنا پیدا میکند که به تیراژ پایدار و قابل اتکا در تولید منجر شود؛ معیاری که در نهایت، سرنوشت یک پروژه خودرویی را تعیین میکند.
source