منتشر شده در 19 بهمن 1404 ساعت 13:21

در هفته های اخیر بارها خبر افزایش قیمت های شدید خودروهای مختلف را شنیده ایم اما افزایش قیمت های شدید چه اثری بر جامعه دارد؟
احتمالا در سال های اخیر بارها شنیده اید که فاصله قشرهای مختلف مردم با خرید خودرو روز به روز بیشتر می شود و قطعا تحلیل های مختلفی در این مورد خوانده اید که فردی با حقوق حداقلی در جامعه ایران، باید سال ها (با فرض محال نبود تورم) پس انداز کند تا ساده ترین خودرو را بخرد. اما افزایش قیمت خودرو در هفته های اخیر به شکلی بوده که حالا قشر متوسط و تا حدودی متوسط رو به بالای جامعه هم به سختی می توانند خودروی متناسب با نیاز خود را خریداری کنند. به عبارت ساده تر، تورم خودرویی به اندازه ای زیاد شده که حالا تمام سطوح جامعه را درگیر کرده و خرید خودرو به خصوص برای نسل جوان جامعه به آرزویی دور از دسترس یا محال تبدیل شده است. اما تبعات این وضعیت چیست و از نظر اجتماعی چه پیامدهایی را برای جامعه ایران خواهد داشت؟
نقش خودرو در زندگی ایرانیان
خودرو در زندگی مدرن ایرانیان تبدیل به یکی از نیازهای اساسی شده است. فارغ از این که در نظرگیری خودرو به عنوان یک نیاز ثابت درست است یا غلط، که این موضوع نیاز به تحلیل های زیرساختی دارد، اما به هر ترتیب خودرو حالا یکی از ارکان اساسی خانواده های ایرانی است و هر خانواده متوسط و یا حتی متوسط رو به پایین، دارا بودن خودرو را به عنوان یکی از حقوق طبیعی خود قلمداد می کند. این نکته را به وضوح می توان در شرایط ازدواج جوانان در ایران دید. پیش تر سوال های مرسوم این بود که مردی که می خواهد تشکیل خانواده بدهد شغل، خانه و خودرو دارد یا خیر؟ اما حالا سال ها است که مالکیت خانه عملا کنار رفته و اما خودرو همچنان یکی از ارکان اولیه برای تشکیل یک زندگی متوسط است.
این مقدمه نشان می دهد خودرو معمولی طی سالیان دراز تبدیل به یک نیاز قابل دسترس در ذهن عموم جامعه شده باشد اما حالا و با اوج گیری شدید قیمت ها، خرید خودرو تبدیل به یک قله دور از دسترس برای بسیاری از مردم شده است. بخصوص قشر جوان جامعه حالا خرید خودرو را آرزویی محال می بیند که دیگر نمی توان به آن دست یافت. اما پیامد بروز این شرایط برای کل جامعه از نظر جامعه شناسی و روان شناختی چیست؟
وقتی آینده مبهم می شود!
در یک جامعه مدرن زمانی که تورم شدید می شود و افراد روز به روز خود را از خرید کالایی نظیر خودرو دورتر می بینند، پیش بینی آینده از بین می رود. پیش تر توضیح دادیم که خودرو شاید یک کالای اساسی قلمداد نشود اما در ذهن طبقه متوسط و حتی متوسط رو به پایین جامعه، دارا بودن یک خودروی معمولی (کف بازاری) یک مطلوب قابل دسترس به حساب می آمد. در شرایط فعلی بازار خودروی کشور، افراد نمی توانند برنامه ریزی درستی برای آینده داشته باشند. پس انداز بی معنا می شود و در نهایت آینده مبهم خواهد شد. از نظر روان شناختی، چنین شرایطی باعث اضطراب و خشم مزمن در افراد می شود و احساس بی قدرتی و خستگی ذهنی جامعه را در بر می گیرد. در نهایت انسان در چنین شرایطی به نقطه ای می رسد که گویا قدرت کنترل چیزی را ندارد و بسیاری از افراد دست از تلاش برای رسیدن به چیزی شبیه به خودرو می کشند. این شاید در نگاهی اولیه تنها بیانگر افسردگی نسبی جامعه باشد اما در نتیجه آن، پویایی جامعه از بین می رود و گسست جامعه از خودش و بخصوص از حاکمیت عمیق و عمیق تر می شود.
وقتی قراردادهای اجتماعی از بین می رود
در جامعه ایران پیش تر قراردادی نانوشته وجود داشت که اگر سخت کار کنی و پس انداز کنی، می توانی پس از چند ماه یا چند سال، توان خرید ساده ترین خودرو را داشته باشی. به عبارت ساده تر، ۲ سال قبل خرید یک خودروی معمولی برای یک جوان آرزو نبود و می شد به آن فکر کرد. اما حالا این قرارداد اجتماعی در ایران دیگر وجود ندارد و تورم این قرارداد را برای خودرو و بسیاری از کالاهای دیگر شکسته است. در این وضعیت هنجاری مثل سخت کوشی و مسئولیت پذیر بودن در مشاغل از بین می رود و عملا زندگی درست و شرافتمندانه معنای خود را از دست می دهد.
زندگی متوسط و معمولی در یک جامعه نرمال مراحلی مثل خرید خانه، خرید خودرو، ازدواج، سفر، بچه دار شدن و… را دارد. اگرچه این مراحل به صورت مکتوب حق قانونی کسی قلمداد نمی شود اما افراد در جامعه این مراحل را حقی در ازای زندگی پر تلاش و شرافتمندانه در قراردادی نانوشته می بینند. اما وقتی چیزی شبیه به خرید خودرو تبدیل به آرزو شود، احساس عقب ماندگی و درماندگی جمعی در جامعه پدید می آید و عزت نفس به صورت جمعی سرکوب می شود. ارزش ها تغییر می کنند و اخلاق رو به سقوط می رود.
تغییر رفتار مالی و افزایش بزهکاری
در چنین شرایطی افراد واکنش های هیجانی برای تصمیمات مالی خود خواهند داشت. در این جوامع سرمایه گذاری های پر رسیک و چیزی شبیه به قمار افزایش پیدا می کند. به زبان ساده مردم به دنبال میان بری تقریبا محال برای رسیدن به مطلوب خود هستند. در چنین شرایطی کلاهبردای وسیع تر انجام می شود و در شرایطی که اخلاق به حاشیه رفته، به طور کلی بزهکاری (مثلا دزدی) بیشتر می شود.
تورم شدید یعنی دزدیده شدن آینده مردم!
خرید خودرو قبل تر در جامعه ایران یک هدف قابل دسترس بود و به عنوان حقی طبیعی در ازای کار و تلاش قلمداد می شد. زمانی که تورم جامعه را به سمتی می برد که هدف قابل دسترس به آرزو بدل می شود، امید کنار می رود و معنای تلاش از دست می رود. در این شرایط انگار آینده از دست می رود و اصلاحا تورم آینده مردم را دزدیده است. جان مینارد کینز، اقتصاددان برجسته قرن بیستم می گوید : «هیچ وسیله ای ظریف تر یا مطمئن تر از کاهش ارزش پول برای واژگون کردن اساس موجود جامعه وجود ندارد.» این جمله به طور خاص تاثیر اجتماعی تورم را در جامعه نشان می دهد. این نقلقول دقیقاً به این معناست که تورم نهفقط یک پدیده اقتصادی، بلکه یک پدیده اجتماعی است که میتواند پایههای نظم اجتماعی را بر هم زند.
source