منتشر شده در 26 بهمن 1404 ساعت 16:30

در ثبت نام های اخیر توسط شرکت های مختلف، هجوم بی سابقه ای را توسط مردم شاهد بودیم اما آیا مردمی که ثبت نام می کنند، مقصر اند؟
در هفته ای که گذشت، انواع و اقسام عرضه خودرو را توسط شرکت های مختلف تولید کننده، مونتاژکار و واردکننده شاهد بودیم و فصل مشترک همه این عرضه ها، هجوم مردم برای خرید خودرو بود. البته میزان تقاضا طبیعتا برای خودروهای کف بازاری که توسط ایران خودرو و سایپا تولید می شوند، به مراتب بیشتر است اما دلیل این هجوم چیست؟ آیا همه مردم دلال شده اند؟ آیا مردم را باید مقصر وضعیت این روزهای بازار ایران دانست؟ در ادامه سعی می کنیم این موضوع را بیشتر بررسی کنیم.
دلیل ثبت نام مردم چیست؟
در یکی از ثبت نام های در حال انجام، تا اکنون بیش از ۵ میلیون نفر ثبت درخواست برای خرید خودرو داشته اند. با یک حساب ساده می توان فهمید که اکثر این افراد اصلا قصد خرید خودرو برای استفاده را ندارند و به فکر سود حاصل از خرید خودروی صفر با قیمت کارخانه هستند. چون اصلا نیاز بازار ما این تعداد نیست و به زبان ساده تر مردم به دنبال دلالی هستند. اما این رفتار مردم توجیهی دارد؟ آیا می توان مردم را مقصر این شرایط دانست؟ رفتارشناسی جامعه چیز دیگری می گوید که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
سازگاری با تورم با دید حفظ سرمایه
در سال های اخیر و به خصوص در ماه های اخیر، جامعه ایران درگیر تورمی سنگین و بی سابقه بوده و در چنین شرایطی، رفتار اقتصادی افراد به کلی تغییر می کند. مردم در چنین شرایطی به صورت مداوم شاهد کم ارزش شدن پول ملی هستند و طبیعتا به حفظ ارزش دارایی خود فکر می کنند و مطابق با آن عمل خواهند کرد. پس در چنین شرایطی طبیعی است که مردم به سراغ تبدیل سرمایه ریالی خود به طلا و یا دلار بروند و وقتی فرصتی مثل خرید خودرو با قیمت پایین دستوری باشد، سریعا وارد میدان می شوند. این اقدام را می توان تلاشی برای بقای بیشتر در شرایط اسفناک اقتصادی دید.
سرمایه های سرگردان به دنبال مسیری امن
در یک شرایط ایده آل اقتصادی، سرمایه های مردم مسیر خود را به بورس و یا سرمایه گذاری در تولید و نوآوری پیدا می کنند. طبیعتا سرمایه به دنبال تولید ارزش افزوده است و در یک اقتصاد پویا مسیرهای متعددی را پیش روی خود می بیند. اما در اقتصاد شکننده و مریض ایران اوضاع متفاوت است. سرمایه در ایران نه به فکر ایجاد ارزش عملیاتی افزوده، بلکه به بقا و حفظ خود فکر می کند. به همین دلیل هم است که با برقراری یک لاتاری خودرویی، سرمایه های تبدیل شده به طلا و دلار دوباره به ریال تبدیل می شوند تا شانس خود را برای ایجاد بستر بقای بیشتر فراهم کنند. این رفتار تا زمانی که تورم های مکرر و شدید را در یک کشور داشته باشیم به روندی طبیعی و عادی بدل می شود و تنها راه نجات از این شرایط بهبود اقتصاد مملکت در تمام سطوح است.
نقش قیمت گذاری دستوری و پارادوکس منافع
بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که قیمت خودرو در کارخانه در چنین شرایطی باید به حاشیه بازار برسد. این کارشناسان در واقع به این نکته اشاره می کنند که اگر قیمت خودرو مطابق با رفتار بازار بود، قطعا میزان تقاضا کنترل می شد و خرید خودرو دیگر راهی برای حفظ سرمایه یا سود به حساب نمی آمد. اما اکثریت مردم با چنین روندی مخالف هستند و البته دلایل خود را برای این مخالفت عنوان می کنند. بسیاری از مردم اعتقاد دارند که سود ناشی از رانت این اختلاف قیمت بهتر است به جیب دلال یا همان مردم خوش شانس ریخته شود تا یک خودروساز دولتی یا بخش خصوصی. به عبارت ساده تر مردم صنعت خودرو را بخشی از جامعه نمی دانند و انحصار بوجود آمده در خودرو را ناشی از رفتار نادرست دولت ها در دهه های گذشته می دانند. پس مقاومت بزرگی در برابر آزادسازی قیمت ها شکل می گیرد و این چرخه معیوب ادامه خواهد داشت.
مردم مقصر نیستند!
با بررسی تمامی این ابعاد می توان به این نتیجه رسید که مردم مقصر نیستند. نگاه کلان به وضعیت فعلی بازار خودرو این را نشان می دهد که یک اقتصاد مریض می تواند رفتار سازی بازار را انجام دهد. مردمی که در صف لاتاری این روزهای خودرو می بینیم در واقع تفاوتی با ما ندارند. شاید اگر هر یک از ما مبلغ مورد نظر برای خرید این خودروها را داشت، او هم از افراد این صف می شد. از طرف دیگر باید به این نکته هم توجه داشت که عموم مردم سیستم کلی صنعت و سیاست های کلی حاکم بر آن را فاسد و البته غیر قابل اصلاح می دانند. در چنین شرایطی نمی توان به اصلاح هم امیدی داشت و عموم مردم اطمینان لازم را به نفس هر اصلاحی ندارند.
source